خط‌خطی‌های یک ذهن آبی

دیواری برای سنجاق کردن یادداشت ها

خط‌خطی‌های یک ذهن آبی

دیواری برای سنجاق کردن یادداشت ها

خط‌خطی‌های یک ذهن آبی

که نوشتن قطعا یکی از بزرگ ترین نعمت های خداست برای انسان.
که حتا اگه خوب نمی نویسیم هم، بنویسیم.
که ثبت بشه.
که بدونیم چقدر تغییر می کنه اوضاع.

کاغذهای ورق‌خورده

[ مثل راه رفتن رو یه طناب بی‌تعادل ]

يكشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۰۷ ق.ظ

یه سری از اپلیکیشن‌های مربوط به تلگرام این‌طوری‌ان که تو می‌تونی چت‌هات، گروه‌هات، یا کانال‌هات رو غربال کنی و بذاریشون تو قسمت فیوریت‌ها. 

چند نفر از آدم‌های اطرافم هستن که تو تلگرام باهاشون بیش‌تر از بقیه صحبت می‌کنم. چت‌هاشون رو گذاشتم تو موردعلاقه‌هام که راحت‌تر بهشون دسترسی داشته باشم، و خب منکر این نمی‌شم که واقعا جزو موردعلاقه‌هام هستن. (البته نه به این معنی که اگه چتی اون‌جا نباشه جزو موردعلاقه‌هام نیست.)

وقتی که حوصله‌ی فلان آدم رو ندارم، یا از دستش عصبانی یا ناراحتم، یا به صورت مقطعی حس می‌کنم دوستش ندارم و حتی بدم میاد ازش، تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که از لیست موردعلاقه‌هام پاکش کنم. اون آدم هیچ وقت نمی‌فهمه تو لیستم هست یا نه. هیچ وقت نمی‌فهمه چندبار اسمش رو اضافه کردم و چند بار پاکش کردم. و این تنها راه منه برای کم کردن اون حس غیرخوب. چون هیچ وقت نمی‌تونم به خودش بگم حوصله‌ت رو ندارم. و نمی‌دونم این خوبه یا بد.


پ.ن.: فکر می‌کردم وبلاگم داره از لحاظ محتوایی پیشرفت می‌کنه ولی بعد فهمیدم همه‌ش یه خیال واهی‌ه. :)))


پ.ن.۲: ولی بیا قبول کنیم این که یکی از ایده‌آل‌ترین آدمای زندگی‌ت بهت بگه: «رفتارت شبیه منه!» خیلی اتفاق جذابی‌ه.

  • ۹۷/۰۳/۲۷
  • ع. ا.

نظرات  (۸)

دقیقا همون لحظه ای که حتی از نزدیک ترررین های زندگیت هم خسته و حتی بی دلیل منزجر می شی و اینطوری که " این کیه دیگه بابا. " و فقط می خوای یه مدت می تونست محو شه از زندگیت تا بیشتر از این حالت ازش بی هیچ دلیل ِ منطقی ای بد نباشه :))
قشنگ اون لحظه یکی از درونم خیلی پوکرفیس بر می گرده می گه الآن یعنی چی خب چرا :|
پاسخ:
واقعا چه اتفاقی می‌افته که این‌طور می‌شیم؟ :))
دقیقا همون یه پوکرفیس هست که فلان =)))
اینو دیدم یادم افتاد یه کاریو انجام بدم.
هیچ ربطی‌ام نداشت که بگم:| نمی‌دونم چرا گفتم ولی:|
پاسخ:
=)))))
به منم ربط نداشت؟ 
به هر صورت خوبه که یادت افتاد =))
پ.ن دوم اشاره به من داااشت.
بیا و به همه بگوووو.
اعتراف کننننن.
:))))
پاسخ:
=))))))
شما مادر علم ایده‌آلی اصلا. ( با اقتباس از پدر علم فیزیک #یاوه )
شبیه منه :)))
پاسخ:
جمله‌بندیم غلط بود؟
چقد قابل فهم و حرف این روزام .جدن چرا اینطوری میشیم ؟
حتی عجیبم نیست اونقدرا ..یکی بهم میگفت بخاطر بتاییه که تو ذهنمون نشکوندیم .و طبیعیه و زمان میخواد که بگذره همه شون .
پاسخ:
هر چی که هست من دوستش ندارم. عدم تعادله واقعا.
نه خلاصه شده ی همون رفتارت شبیه منه بود
من باب پرفکشنیسم و ایده آل گرایی و فلان 
پاسخ:
آهان :دی 
فکر کردم ایرادی چیزی داره جمله‌ش :)))
می‌پذیریم
پاسخ:
لطف می‌کنی =))
به نظر من که این کار یک دنیا کار خوبیست ! یک دنیااااا دو دنیاااااا سه دنیااااااا
پاسخ:
عه؟ مرسی از نظرتون استاد :دی #جدی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی