خط‌خطی‌های یک ذهن آبی

دیواری برای سنجاق کردن یادداشت ها

خط‌خطی‌های یک ذهن آبی

دیواری برای سنجاق کردن یادداشت ها

خط‌خطی‌های یک ذهن آبی

که نوشتن قطعا یکی از بزرگ ترین نعمت های خداست برای انسان.
که حتا اگه خوب نمی نویسیم هم، بنویسیم.
که ثبت بشه.
که بدونیم چقدر تغییر می کنه اوضاع.

کاغذهای ورق‌خورده

[ چه کنیم پس؟! ]

دوشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۳۲ ب.ظ

من آدم حسودی‌ام. نه؛ حسود نه. بذار بگم منظورم دقیقا چیه.

من آدمی‌ام که دلم می‌خواد دوست‌هام و خواهرم (و در آینده برادرم!) دلیل ناراحتی یا درگیری ذهنیشون رو بهم بگن. و وقتی می‌بینم سر درنمیارم از اوضاعی که دارن، غصه‌م می‌گیره. وقتی می‌بینم به فلان آدم مشغله‌ی ذهنیشون رو گفتن و به من نگفتن غمگین می‌شم. -و این به این معنی نیست که فکر کنم کاش به همون فلان آدم هم نمی‌گفتنش.- 

برای حنانه کامنت گذاشته بودم: «وقت‌هایی که آدم‌های وبلاگ‌نویس اطرافم غمگینن، بیشتر از همیشه می‌فهمم چقدر ازشون دورم.»

تاکیدم هم روی «وبلاگ‌نویس»ه و هم روی «غمگینن». چون می‌نویسن و بعد می‌خونم و می‌بینم هیچی‌نمی‌دونم. هیچی. به این نتیجه می‌رسم که خیلی دورم ازشون و بعد دلم تنگ می‌شه براشون!


+ خودم هم نمی‌دونم چی باعث شد وسط سروکله زدن با فیزیک به این نتیجه برسم که باید اینا رو بنویسم این‌جا!

  • ۹۷/۰۳/۰۷
  • ع. ا.

نظرات  (۱۲)

حالا کاری ندارما، ولی باید پست می‌ذاشتی امروز. =))))))
و، خیلی زیاد می‌تونم تایید کنم کامنتت رو برا حنانه. من‌م تقریبا فلان. :-برسرکوبیدن
پاسخ:
ولی یه طور بدی هیچی ننوشتم راجع به امروز. :| :))
آخ آخ آخ -.-
«.. می توانی پوزخند تلخی را که همین لحظه کنج لبانم جا گرفته تصور کنی؟ .. »

با این تفاوت که الان نه پوزخنده نه لبخند. فقط تلخه.
پاسخ:
آخ قاف! آخ.
دیگه صلاح مملکت خویش فلان.
پاسخ:
🚶🚶🚶
+ من حتی این فکر که « کاش به همون فلان آدم هم نمی‌گفتنش » هم دارم حتی از شدت حسودی :))
آدم خسته می‌شه یه جاهایی انقدر که نمی‌تونه برای هیچ‌کس بگه.
پاسخ:
واقعا اولش دست خود آدم نیست ولی کاش یاد بگیریم کنترل کنیم قضیه رو.
تازه داری به حال من دچار می‌شی.
پاسخ:
به کجا داریم می‌ریم ما؟
مالِ من همراه با انزجار از خود هم هست البته.
پاسخ:
یادآوری نکن بهم که چیز خوبی نیست. -.-
یه مرسی واقعی و بزرگگگگ به تو.
اول به خاطر اینکه می‌خونی اون وبلاگی و که خیلی از نزدیک‌ها [ شاید "مثلاً نزدیک‌ها" / یا نزدیک‌هایی که نزدیک بودند و دیگه نیستند / یا نزدیک‌هایی که خودم بنا به هر دلیلی بهشون آدرسی ندادم ] نمی‌خونن.
دوم به خاطر اینکه از کامنت گذشتی و به مرحله‌ی پست رسیدی. احساس کردم وسط این همه شلوغی، یکی حواسش بهم بوده. یکی واقعاً حواسش بهم بوده.
سوم به خاطر اینکه موفق شدم بعد از پستت گریه کنم.
این اشک لعنتی درنمی‌اومد.
چهارم اینکه اگر جمله‌ها در ذهنم چیده شدند و از مرحله‌ی جانفرسای خودسانسوری گذشتند، پست خواهم کرد، یا به خودت خواهم گفت.
و یه بار دیگه می‌گم واقعاً مرسی.
یه مرسی واقعی وسط این همه مرسی الکی.
پاسخ:
اول این که حنانه. >>><<<
دوم: حس می‌کنم حالا که انقدر دورم، شاید با خوندن وبلاگت به یه جایی برسم.
سوم: ای وای! چی بگم بهت آخه؟ 
چهارم: من مخلصت هم هستم.
>>>><<<<
الهی که بخورمت. :)))❤
پاسخ:
:)))) 💙
عه آخی غصه میخوره
:(
:-ندامت و پشیمانی 
متاسفانه من نه غصه میخورم که طرف به کس دیگه ای گفته و نه غصه میخورم که کاش به من میگف یا هر چی #بی_حس
صرفا از اینکه بهم بگن چشونه ، خوشحال و از اینکه به کس دیگری بگن و به من نگن حسی ندارم :))
پاسخ:
منم قبلا همین بودم! ولی خب آدم تغییر می‌کنه. 
الان هم، میزان اهمیت موضوع واسه‌م بستگی به چیز خاصی نداره. یعنی اصلا نمی‌دونم معیارم واسه غصه خوردن چیه یا به این که کدوم آدم ناراحته بیشتر اهمیت می‌دم! فقط می‌دونم که همچین چیزی وجود داره.
.
عجب !
.
نداری خبر ز حال من نداری 
لعنتی این حرفاتم حق بود !
پاسخ:
عجب واقعا !!
من همش فک میکنم وقتی وبلاگ نویسا می نویسن غم شونو، ینی حالشون خوبه !
وقتی هنوز یه نفری هست که از غصه شون خبر داره، ینی امید دارن به خوب شدن حالشون که یه نفر دیگه رو وارد بازی کردن !
منم حقا جرم میگیره از  طرف که چرا منو نیورده تو بازی :))
پاسخ:
از این زاویه نگاه نکرده بودم بهش حقیقتا!
آره راست می‌گی. همین که می‌دونی یکی می‌خونه بالاخره چیزایی که نوشتی رو، یه چیز خوبی داره تهش.
آخ آخ آخ میبینی وضعیتو؟ 🚶
یارم رفت اینو بگم:
اگه به هیچ‌کس نگن چطور می‌شه؟
امید دارن هنوز؟
پاسخ:
به نظرم بستگی به آدمش داره.
دلیلی نداره که چون نمی‌گن ناامید باشن. 
تو بگرد تو خودت بچه. راه حالتو پیدا می‌کنی. ناامید هم نباش. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی